تبلیغات
دبیرستان غیر دولتی دخترانه آتیه (کرج - مهرشهر) - داستان ضحاک و شناخت اساطیر
 
دبیرستان غیر دولتی دخترانه آتیه (کرج - مهرشهر)
خلاقیت علم و نو آوری
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : دبیرستان آتیه
نظرسنجی
از شغل های زیر کدام را بیشتر دوست دارید؟











داستان ضحاک و شناخت اساطیر

 

خلاصه داستان

مرداس شاهی خداشناس و حاکم سرزمین نیزه گزار است . او پسری به نام ضحاک دارد که صاحب هزار اسب است . دیو دل ضحاک را تباه می کند و او را تشویق و ترغیب به کشتن پدر می سازد و بدین سان ضحاک با کشتن پدر جانشین وی می شود . بعد از رسیدن به قدرت دیو فریبی دیگر می سازد و به شکل آشپز بر وی ظاهر می شود و برای او از گوشت ، تخم مرغ و مرغ غذا می سازد . ضحاک دل به مهر وی می سپارد و برآن می شود که به خاطر کار او به وی پاداشی دهد. دیو تنها می خواهد که بر دو شانه ی وی بوسه زند . از بوسه ی دیو بر دو شانه ی ضحاک دو مار شگفت می روید و آرام را از وی می رباید . دیو با این ترفند می خواهد که جهان را از مردمان خالی سازد ، به همین دلیل پادشاه نگون بخت را راهنمایی می کند که از مغز جوانان ماران را خورش دهد تا مگر با این پرورش از بین بروند .

در همین زمان مردم ایران دل از مهر جمشید گسسته اند و به سوی او می شتابند و او را شاه ایران می خوانند.پادشاه مار بر دوش به ایران می آید تاج بر سر می نهد و جمشید را پس از صد سال آوارگی از پا در می آورد و دختران وی ارنواز و شهرناز را به زنی می گیرد . ضحاک هزار سال به بیداد و تباهی فرمان می راند و هر شب از مغز جان دو جوان خورش برای دو مار می سازد . سرانجام دو نژآده ی ایرانی به نام ارمایل و گرمایل به فکر تدبیر و چاره جویی می پردازند و به نام آشپز و خوالیگر نزد شاه می روند و زمین خدمت می بوسند . آنان هر بار گوسفندی را به جای یکی از جوانان می کشتند و بدین سان هر ماه سی جوان را از مرگ نجات می دادند و آن ها را به کوه می فرستادند و به دامداری می پرداختند . کردان از نژآد این جوانانند .

شبی ضحاک در خواب می بیند که جوانی گرزه گاوسار در دست دمان به پیش وی می رود و پالهنگ بر گردن وی می نهد . یکی از خوابگزارن خواب ضحاک را این گونه تعبیر می کند که آفریدون از مادر خواهد زاد و باگرزه ی گاو چهرش بر فرق وی خواهد کوفت. در همین ایام فریدون و گاو پرمایه پا به عرصه هستی می نهند . آبتین پدر فریدون که از موبدان است به دستور ضحاک کشته می شود و فرانک مادر فریدون از بیم گزند ضحاک ، فرزند را به مرغزاری می برد و او را به نگهبان مرغزار می سپارد . نگهبان سه سال فریدون را با شیر گاو پرمایه می پرورد . فرانک که هم چنان از ضحاک بیمناک و هراسان است فرزند را به البرز کوه می برد و به مردی دینی می سپارد . فریدون تا شانزده سالگی در کوه البرز می ماند .فریدون از مادر درباره نژاد و تبار خویش می پرسد و مادر داستان را از آغاز برای فرزند بازگو می کند . دل فریدون از گفته های مادر به درد می آید و برآن می شود که به ایوان ضحاک حمله کند. در همین ایام که ضحاک در اندیشه ی یافتن فریدون است مردی به نام کاوه آهنگر نزد وی می آید و از ظلم و بیداد او داد سخن سر می دهد.کاوه مردم را به یاری فریدون و جنگ با ضحاک فرا می خواند.فریدون با گرز گاو رنگ به همراه سپاهی به کاخ ضحاک حمله می کند . در آن زمان که ضحاک برای یافتن فریدون از کاخ خارج شده فریدون به ایوان وی حمله می کند و ارنواز و شهر ناز را از مشکوی ضحاک بیرون می آورد و از آن ها می خواهد که به آیین سرشان را بشویند و از آلودگی رهایی یابند. وزیر ضحاک کندرو به او خبر می دهد که فریدون به کاخ حمله کرده و شهرناز و ارنواز را به همسری گرفته است . ضحاک دمان به سوی ایوان خویش می آید و به نبرد با فریدون

می پردازد. فریدون تصمصیم می گیرد که ضحاک را از پای در آورد اما سروش به نزد وی می آید و او را از کشتن برحذر می دارد .در نهایت ضحاک را به کوه دماوند می برد و در آن جا با میخ هایی گران سنگ فرو می بندد .

نمادها و بنیادهای داستان

1 – ضحاک : این نام تازی شده ی دهاک پهلوی است . اژی دهاک که پاره ی اول این نام به معنای مار است . در اوستا گاه تنها اژی آورده است . و آن دیوی است که اهریمن برای تباهی جهان راستی و نابودی مردمان آفریده شده است . در نماد اسطوره شناسی ایران نماد مار است و آن نشان اهریمن است . اهریمن زمانی که می خواهد به تباهی و زیانکاری بپردازد در پیکر و چهره ی مار به نمود می آید . در شاهنامه ضحاک را با اهریمن پیوندی تگاتنگ و ناگسستنی است .

فریدون نقطه مقابل ضحاک است از دید نماد شناسی نماد ناساز و مقابل وی است از رویارویی این دو هماورد و ناساز حماسه شکل می گیرد . چرا که حماسه جز ستیز ناسازها نیست .

2 – فریدون : در اوستا ثراتئون و در پهلوی فریتون است . نام پدرش آبتین و نام مادر وی فرانک است . آبتین از دیدندانان و موبدان هوم است . این موبدان کسانی بوده اند که گیاه اسرار آمیز هوم را می یافته و آن را در هاون می کوبیدند و شیرابه آیینی فراهم می کردند . فریدون نقطه مقابل ضحاک است از دید نماد شناسی نماد ناساز و مقابل وی است از رویارویی این دو هماورد و ناساز حماسه شکل می گیرد . چرا که حماسه جز ستیز ناسازها نیست . فریدون پهلوانی خجسته است و دارای خورنه ( فر ) و پیام آور شادی و بهره مند از نیروهای پاک و ایزدی است . فریدون را می توان پادشاه و پهلوان مهری نام نهاد . جشن مهرگان را فریدون بنیاد نهاد و در مهرماه کلاه کیانی بر سر نهاد .

3 – کندرو : کارگزار و وزیر ضحاک است . در داستان ضحاک چهره یی کم فروغ و از رده پایین دارد . فردوسی کندرو را این چنین معرفی می کند : کسی که همراه بیداد ضحاک است و به آهنگ آن هرگز از بیداد جدایی نگیرد به کندی در پیش آن گام می زند . از کارهای پهلوانانه ی گرشاسب کشتن کندرو است که به دیو زرین پاشنه مشهور است .

4 – گاو پرمایه:گاوی نمادین و شگفت است. همزمان با تولد فریدون زاده می شود. فریدون با شیر این گاو پرورش می یابد . از دید اسطوره شناسی فریدون اهورایی که برای مقابله با اهریمن به دنیا می آید دارای دایه یی نمادین و افسانه یی چون گاو پرمایه است . در فرهنگ ایرانی همانند دیگر فرهنگ های آریایی گاو دامی آیینی و سپند است .

گاو در باور ایرانی نماد آفرینش و حیات خاکی ، آبی و آفرینش فرودین است . نمونه راز وارانه ی زمین. به همین دلیل است که در باور های کهن زمین را نهاده بر شاخ گاو می دانستند .

5 – آهن همواره نشانه ی چیرگی و جنگاوری بوده است . هوشنگ پس از آن که آتش را از دل سنگ خارا به در آورد آهن آبگون را سرمایه ساخت . این دو یعنی آتش و آهن با هم در پیوند هستند . در داستان ضحاک گاو و آهن دو نماد آمیخته با هم هستند . فریدون از آهنگران می خواهد تا گرزی گاو سار از آهن برای او بسازند .

6 – البرز کوه : این کوه در بیشتر داستان های شاهنامه وجود دارد . فرانک فرزند را از بیم ضحاک به البرز کوه می برد . تهمورث دیو بند بر نشسته بر اهریمن به البرز کوه رفت ، سیمرغ زال را در البرز کوه پرورش داد فریدون در البرز کوه بالید . البرز برترین و نخستین کوهی است که از زمین رسته است .

7 - دشت سواران نیزه گزار : سرزمینی است که ضحاک از آن بر می خیزد . گویند شامل عربستان کنونی است . این سرزمین در ذهن ایرانیان یاد و خاطره یی تلخ و وهمناک دارد . این امر شاید ناشی از پیکارهای خونینی با اقوام سامی نژاد چون آشوریان و بابلیان می باشد که در ذهنیت ایرانیان مانده است .

8 – گوشتخواری : یکی از نمادهای اهریمنی ضحاک گوشتخواری وی است . اهریمن به قصد تباهی وی و تسلط بر او و ایجاد روحیه دد منشی و درنده خویی او را به گوشتخواری خو می دهد و بدین سان بر وی چیره می شود . گوشتخواری در باور کهن خویی اهریمنی است .

9 – پیشگویی و کشتن نوزادان : ضحاک پس از نهصد و اندی از حکومت خویش درخواب می بیند که فریدون با گرزه گاوسار در میانه دو جنگجوی دلیر و دمان به پیش می آید و پالهنگ به گردن وی می نهد . خوابگزاری به نام زیرک به او می گوید که فرجام وی به دست فریدون است . ضحاک به کشتن نوزادان می پردازد تا به خیال خود فریدون را بکشد . شبیه این داستان را در داستان نمرود و ابراهیم ، فرعون و موسی ، هرود و حضرت عیسی می بینیم.





نوع مطلب : شعر و موسیقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 شهریور 1396 05:56 ب.ظ
Nice post. I was checking constantly this weblog and I am inspired!

Very helpful info specially the last section :) I take care of
such info much. I was seeking this particular information for a long time.
Thank you and best of luck.
جمعه 6 مرداد 1396 08:29 ب.ظ
I'm really impressed with your writing skills and also with the layout on your weblog.
Is this a paid theme or did you modify it yourself?
Either way keep up the nice quality writing, it is rare to see a great blog
like this one these days.
جمعه 6 مرداد 1396 01:31 ب.ظ
I will immediately clutch your rss as I can't to find
your e-mail subscription hyperlink or newsletter service.
Do you have any? Please allow me recognise in order that I may just subscribe.
Thanks.
جمعه 30 تیر 1396 05:49 ق.ظ
Today, I went to the beachfront with my children. I
found a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She placed the shell to her
ear and screamed. There was a hermit crab inside and it pinched her
ear. She never wants to go back! LoL I know this is entirely off topic but I had to tell someone!
یکشنبه 18 تیر 1396 10:14 ق.ظ
I do not even know how I finished up right here, but I believed this post was once great.
I don't understand who you might be but certainly you are going to a well-known blogger if you are not already.
Cheers!
یکشنبه 4 تیر 1396 10:18 ق.ظ
I am very happy to read this. This is the kind of manual that needs
to be given and not the accidental misinformation that's at the other blogs.
Appreciate your sharing this greatest doc.
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:51 ب.ظ
Attractive component of content. I simply stumbled upon your site and in accession capital to assert that I acquire
actually enjoyed account your weblog posts. Any way I'll be subscribing to your augment
or even I fulfillment you get admission to persistently quickly.
سه شنبه 2 خرداد 1396 02:17 ق.ظ
Unquestionably believe that that you stated.
Your favourite reason appeared to be on the web the easiest factor
to be mindful of. I say to you, I certainly get irked whilst people consider
issues that they just don't realize about. You managed to hit the
nail upon the top as smartly as defined out the whole thing with no need side
effect , other people could take a signal. Will likely be again to
get more. Thanks
جمعه 8 اردیبهشت 1396 11:08 ب.ظ
This is a topic that's near to my heart... Best wishes! Where are your contact details though?
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 08:27 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts about داستان.

Regards
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه